ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست-حافظ
| ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست | منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست | |
| شب تار است و ره وادی ایمن در پیش | آتش طور کجا موعد دیدار کجاست | |
| هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد | در خرابات بگویید که هشیار کجاست | |
| آن کس است اهل بشارت که اشارت داند | نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست | |
| هر سر موی مرا با تو هزاران کار است | ما کجاییم و ملامت گر بیکار کجاست | |
| بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش | کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست | |
| عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو | دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست | |
| ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی | عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست | |
| حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج | فکر معقول بفرما گل بی خار کج است. |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 15:33 توسط سیده
|
درگلستان خيالم غرق رويا غرق شورم.در گلستان خيالم تهي از مرگ و حياتم. من فارغ از فكر و خيالم.من سپيدم من خيالم من جهانم من گلستان خيالم...